تحقیق در مورد نقش دين در كاهش جرايم 11 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات دسته بندی : وورد نوع فایل : .doc ( قابل ويرايش و آماده پرينت ) تعداد صفحه : 11 صفحه قسمتی از متن .doc : نقش دين در كاهش جرايم همه مذاهب و اديان الهي، انسانها را به درستي، راستي و فلاح و رستگاري دنيوي و اخروي فرا خواندتحقیق در مورد نقش دين در كاهش جرايم 11 ص |1623705|arshad100|تحقیق در مورد نقش دین در کاهش جرایم 11 ص ,نقش دین در کاهش جرایم 11 ص,دانلود تحقیق در مورد نقش دین در کاهش جرایم 11 ص ,نقش,دین,در,کاهش,جرایم,11,ص
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان تحقیق در مورد نقش دين در كاهش جرايم 11 ص هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل : .doc ( قابل ويرايش و آماده پرينت )

تعداد صفحه : 11 صفحه

قسمتی از متن .doc :

نقش دين در كاهش جرايم

همه مذاهب و اديان الهي، انسانها را به درستي، راستي و فلاح و رستگاري دنيوي و اخروي فرا خوانده اند.

به تعبيري شايد بتوان گفت كه علت انتخاب پيامبران الهي و انزال وحي و نيز دستورات ديني، نجات انسانها از رذايل اخلاقي و منع آنها از كارهاي زشت و نامناسب و تشويق مردم به ايمان و نيكوكاري بوده است.

تحقيقات انجام شده در جوامع مذهبي نيز اين مطلب را ثابت كرده است كه در ايام خاص نظير ماه مبارك رمضان و... ميزان جرم و جنايات كاهش قابل توجهي دارد كه اين امر گوياي نظريه فوق است.

نويسنده در اين مقاله كوشيده است عوامل كاهش دهنده جرم و نيز راهكارهاي ديني جلوگيري از جرايم را بررسي نمايد.

مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:

در مورد نقش دين، تاثير آن در جلوگيري از جرائم در بين جرم شناسان و غير آنها حداقل دو ديدگاه وجود دارد:

الف: برخي بر اين پندارند كه عناصر سه گانه عقل، دست آوردهاي علمي و وجدان اخلاقي، براي ايجاد نظم عمومي و تعيين حدود و اختيارات افراد و نحوه مناسبات آنها و كاهش جرم كافي است و هيچ نيازي به مذهب نيست و اصلامذهب توانايي انجام آن را ندارد1

ب: برخي كه اكثريت را تشكيل مي دهند اگرچه براي عقل و دست آوردهاي علمي و وجدان اخلاقي، احترام قائلند و به ارزش آنها در قلمرو جلوگيري ازجرم معترفند. به عقيده طرفداران اين نظريه، مباني اعتقادي، احكام تكليفي فقهي و اصول اخلاقي ديني بهترين عوامل بازدارنده از انحراف، بزهكاري و تباهي است.2

جرم شناسان درباره عواملي كه از پيش در تشكيل شخصيت بزهكار تاثير دارد پس از مطالعات و تحقيقات گسترده نهايتاً به تاثير دو دسته عوامل فردي يا درون زا و عوامل محيطي يا بيرون زا اعتقاد پيدا كردند. در عوامل فردي، عوامل وراثتي و رواني مورد مطالعه قرار مي گيرد. اسلام هم به عنوان دين مترقي و آخرين دين آسماني به نقش وراثت و اهميت آن در شكل گيري ساختار شخصيتي افراد به دور از اعتقاد به اصالت و يا عدم تاثيرگذاري آن، توجه داشته و آن را زمينه بسياري از سعادت ها و شقاوت ها معرفي كرده است. در روزگاراني كه بشر اطلاعات چنداني از زيست شناسي، علم ژنتيك، توارث، چگونگي پيدايش جنين و انتقال خصوصيات والدين به نسل جديد را نداشت معارف وحياني و ربوبي اسلام با لسان آيات و روايات و تعابير بسيار ساده و روان، اذهان انديشمندان را به سوي موضوعات مهمي در اين باره رهنمون ساخت.

اما عوامل محيطي يا برون زا دامنه بسيار گسترده اي پيدا مي كند؛ جرم شناسان، عوامل مزبور را با استفاده از مقياس هاي متفاوتي تقسيم بندي كرده اند كه از جمله آنها مي توان محيط طبيعي يا جغرافيايي، محيط اجتماعي عمومي، محيط اجتماعي شخصي، محيط اجتناب ناپذير، محيط اتفاقي و محيط انتخابي را نام برد.

مذهب كه ريشه در فطرت انسان دارد باتوجه به تمام تقسيمات عوامل محيطي، رهنمودهايي ارائه داده است كه اولاجنبه پيشگيري دارد و ثانياً اگر كسي به هر دليل، از وقوع جرم جلوگيري نكرد بايد به روش هاي درماني دين اسلام پناه ببرد. مثلادر بعد پيشگيري چون خانواده نقش فوق العاده اي در شكل گيري شخصيت بزهكار و مجرم ايفا مي كند به گونه اي كه پژوهش هاي متعدد ثابت كرده است وقتي فسادي موجب بروز اختلال در عمل طبيعي خانواده نسبت به طفل شود پس از مدتي شاهد بروز بزهكاري خواهيم بود. قابل ذكر است كه عامل مزبور مي تواند به دو صورت مستقيم و غيرمستقيم در شكل گيري شخصيت كودك مجرم، تاثير بگذارد اما در بيشتر موارد نفوذ جرم زايي خانواده به نحوي غيرمستقيم بر كودك اعمال مي شود، از اين رو اسلام نقش خانواده را در به وجود آمدن يا نيامدن تبهكاري و انحراف در حالات و مراحل متفاوت بسيار مهم دانسته و توصيه هاي پيشگيرانه متعدد و ارزشمندي را به پيروان خود و ساير افراد بشريت براي بهسازي نسل بيان كرده است. چنانكه قبل از هر چيز درباره انتخاب همسر و ويژگي هاي او و چگونگي تشكيل خانواده سخن گفته است و انسان ها را از ارتباط مشروع ولي نامناسب و چه بسا جرم آفرين3 چه رسد به آميزش نامشروع و بدون قيد و بند، به دليل مفاسدي كه در آن نهفته است4 برحذر داشته5 و در مقابل، آنان را به سنت ازدواج و تشكيل كانون گرم خانواده، تشويق و ترغيب مي نمايد. آيات و روايات ذيل نمونه اي از اين رهنمودهاست:

«وانكحوا الايامي منكم...؛6 اشخاص بي همسر و غلامان و كنيزان شايسته تان را همسر دهيد...»

«و من ءايته ان خلق لكم من انفسكم ازوجا...؛7 و از نشانه هاي او اين است كه براي شما از خودتان جفت هايي آفريد تا بدان ها آرام گيريد...»

پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هرگاه بنده ازدواج كند نصف دين را كامل كرده است...»8

پيامبر اكرم(ص) فرمود: «زوجوا...؛9 عزب هاي خود را زن دهيد زيرا با اين كار خداوند اخلاق آنان را نيكو مي گرداند و روزي هايشان را زياد مي كند و بر جوانمردي هاي آنان مي افزايد.»

نقش عامل رافت خانوادگي و عدم انحرافات اخلاقي و منكرات در والدين و نقش عدم وجود موانع تربيت صحيح و وجود خلق نيك در والدين يا تاثير بي مهري والدين بر بزهكاري فرزندان خردسال و بزرگسالشان، ابتلاي والدين به مسكرات و ميگساري و... كيفيت برقراري ارتباط جنسي آنها حتي نگاه هاي آنها به يكديگر، تاثير مسكن و جايگاه زندگي و روابط تنگاتنگ آنها بين اعضاي خانواده همه و همه در صالح يا ناصالح شدن فرزندان مؤثر است و دين اسلام براي تمامي اين موضوعات و مراحل و مراتب آنها دستورالعمل هايي داده است كه پاييبندي به آنها سد محكمي در برابر ارتكاب جرم است. توبه و انابه و راز و نياز به قاضي الحاجات و اعتراف به گناه فقط در برابر او، رهنمودهاي تاديبي و تربيتي و مجازاتي كه در باب حدود و ديات و قصاص در احكام منور دين مبين آمده است هر يك به جاي خود در عين پيشگيري براي بعضي، حكم درمان علت و مرض و جرم و گناه را دارند. احكام و مقررات دين مبين اسلام به عنوان مجموعه اي منسجم و نظام مند متشكل از مسائل اعتقادي، اخلاقي، عبادي و حقوقي تنظيم يافته است از اين رو با آن كه كه براي جرمي مجازات مناسب با آن پيش بيني شده، ولي پيشاپيش مقرراتي به صورت «بهداشت جنايي» مقرر كرده، تا با رعايت آن، انگيزه و علل ارتكاب جرم تقليل يافته و ارتكاب به حداقل رسيده يا نابود شود.

عوامل كاهش دهنده جرم

1-راهكارهاي اعتقادي

مذاهب آسماني تمام پيامبران خدا بر دو اصل اساسي استوار است:

الف) ايمان به خدا؛ ب)ايمان به قيامت

الف- ايمان به خدا

مقصود از ايمان به خدا اين نيست كه فقط به صورت يك نظريه علمي، همانند فلاسفه الهي، جهاني را مخلوق آفريدگار دانا و با اراده بدانيم و به گروه الهيون بپيونديم و تئوري فلاسفه مادي را باطل و مردود بشناسيم؛ بلكه مقصود باور داشتن خداوندي است كه مالك واقعي انسان و جهان است و يگانه معبود شايسته پرستش. خداوندي كه سميع و بصير است گفته هاي مردم را مي شنود، كارهاي آنها را مي بيند و به تمام آنچه بر آنان مي گذرد بينا و آگاه است. خداوندي كه بر همه انسان ها احاطه كامل دارد و در تمام لحظات، مراقب حركات و سكنات آنان است و بر كليه واقعيت هاي آشكار و پنهانشان واقف است.

بشر از آن جهت كه در انديشه كمال مطلق است و خواسته هاي بي نهايت دارد؛ ماديات محدود نه تنها پاسخگوي تمنيات نامحدود او نيست، بلكه با نيل به لذت ها و نعمت هاي مادي و دست يافتن به ثروت ها و مقامات دنيوي- كه بعضا عواقب سوئي به دنبال دارد و وي را آلوده به گناه مي كند- سير و دل زده مي شود و همچنان به جستجوي بي نهايت مي رود تا خواهش نامحدود خويش را اقناع نمايد و به ضمير ناآرام خود تسكين بخشد اين هدف عالي جز با ياد خداوندي كه كامل مطلق و واجد تمام كمال است دست يافتني نيست. در يك جمله جوابگوي مطلق خواهش هاي بشر فقط خداست.

«آندره لالاند» مي گويد: مذهب نظام احساسات و اعتقادات و اعمالي است كه هدفشان خداوند است.10 و همين خداوند است كه نيكي جامعه را مي خواهد و رابطه جامعه با او مذهب را تشكيل مي دهد. مذهب از طرفي وجود قواي اعلارا كه بشر به آنها وابسته است اعلام مي دارد و از طرف ديگر امكان برقراري رابطه با آنها را ممكن و ضروري مي شمارد.11 مذهب به منزله ايمان به قواي مافوق بشر است كه سير خوي و شخصيت و زندگي بشر را اداره و بازرسي مي كند.12

انسان با ايمان چون با سراسر هستي انس و الفت دارد13 و در معيت خدا زندگي مي كند14 و همنشين پيامبران و صديقان است15، پيرامون گناه نمي گردد.

انسان با ايمان به عوامل آرامش زايي چون دعا و نماز مسلح است16با كاش و اگر زندگي نمي كند17 انسان با ايمان راضي و خشنود است هم از خود و هم از خدا و هم از جهان18 انسان با ايمان احساس عميق نسبت به نعمت هاي خدادادي دارد19 احساس رضايت مؤمن، مصدر قوت و نيروي اوست چرا كه او ايمني دروني يافته است.20

«مؤمن تبهكار نيست»21، «بي وجدان نيست»22، «بي تحمل نيست»23، «نااميد نيست»24، «نمي ترسد».25

مؤمن به واسطه ايمانش بينشي نسبت به جهان، فرمانروايان جهان و حقوق جهانيان پيدا مي كند كه براي او در زندگي كارساز و وي را به سوي انساني كامل سوق مي دهد اين طرز تفكر كه براساس آگاهي و باور حقيقي است مؤمن را در اجتماع امين مي كند به طوري كه ديگران در پرتو امنيت او زندگي مي كنند و اين نقش مؤثر مثبت مذهب است.