بررسي ويژگيهاي جغرافيايي ناحيه اراك و كاربرد آن در برنامه ريزي شهري

بيان مسئله يكي از اركان مهم در توسعه و برنامه ريزي شهري بررسي ويژگي هاي جغرافيايي مي باشد.اين ويژگي ها در مولفه هاي مختلف طبيعي اقتصادي و اجتماعي و كالبدي مورد توجه قرار مي گيرد.در بسياري از برنامه ريزي ها به دليل عدم توجه به ديدگاههاي پايه اي جغرافيبررسي ويژگيهاي جغرافيايي ناحيه اراك و كاربرد آن در برنامه ريزي شهري|30009688|arshad100|بررسي ويژگيهاي جغرافيايي ناحيه اراك و كاربرد آن در برنامه ريزي شهري
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان بررسي ويژگيهاي جغرافيايي ناحيه اراك و كاربرد آن در برنامه ريزي شهري هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

بيان مسئله



يكي از اركان مهم در توسعه و برنامه ريزي شهري بررسي ويژگي هاي جغرافيايي مي باشد.اين ويژگي ها در مولفه هاي مختلف طبيعي اقتصادي و اجتماعي و كالبدي مورد توجه قرار مي گيرد.در بسياري از برنامه ريزي ها به دليل عدم توجه به ديدگاههاي پايه اي جغرافيايي اين برنامه ريزي ها با شكست مواجه شده است لذا توجه به ويژگيهاي پايه اي مطالعات جغرافيايي در مطالعات شهر اساس و جهت گيري اين پژوهش مي باشد.





اهداف تحقيق



هدف كلي : .



اهداف اختصاصي : بررسي ويژگيهاي جغرافيايي و طبيعي ، اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و كالبدي است.



سوالات تحقيق :



ويژگيهاي اجتماعي و اقتصادي و كالبدي و طبيعي ناحيه مورد طالعه.



روش تحقيق :



نوع تحقيق از نظر هدف كاربردي از نظر روش و ماهيت توصيفي و تحليلي محسوب مي شود.



روش گردآوري اطلاعات :



بر مبناي روش گردآوري كتابخانه اي ، اسنادي و ميداني مي باشد.



روش تجزيه و تحليل :



بر مبناي روشهاي متداول در بررسي و تحليلهاي جغرافيايي مي باشد.





مقدمه :



پدیده های جغرافیایی زاییده همه خصیصه های فرهنگ انسانی و متاثر از کلیه عوامل و شرایط محیط طبیعی است . پیوند و وابستگی میان ویژگیهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه یا مکان زندگی که آثار و تلاشهای انسانی در آن زمینه مساعد میابد اساس علم جغرافیا را تشکیل میدهد . از دوره یونان باستان چنین برداشتی از علم جغرافیا همراه با شکوفایی تمدنها و تغییرات فکری جوامع انسانی بستر شایسته ای جهت توجیه فلسفی از علم جغرافیا بدست داده است . اگر علم جغرافیا را علم برخورد انسان با طبیعت بنامیم میتوانیم در سیر تکوینی آن سه دوره معین و مجزا تشخیص دهیم .



اول : دوره ای که در آن موضوعات جغرافیایی جنبه توصیفی داشته است .



دوم : دوره ای که مطالعه و کشف نظام معیین و وضع قوانین جغرافیا مورد تأکید بوده است .



سوم : دوره ای که علم جغرافیا به همراه تئوری ها فکر ها و اندیشه ها در جهت رفاه اجتماعی جامعه بشری تغییر شکل سیمای محیط و دگرگونیهای محیط های زندگی را اساس کار قرار میدهد .









فصل دوم





موقعيت جغرافيايي و تقسيمات سياسي استان











موقع جغرافيايي



شهر اراک مرکز استان, استان مرکزي و قسمتي از عراق عجم است. اين شهر روي مدار 34 درجه و 5 دقيقه و 30 ثانيه درنيمکرة شمالي از خط استوا قرار گرفته و روي نصف النهار 49 درجه و 41 دقيقه و 30 ثانيه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد.



محدود است از شمال به شهرستان ساوه, از شمال غربي به همدان, از مغرب به شهرستان ملاير به ترتيب خمين و اليگودرز و از شرق به محلات و شمال شرقي به تفرش و آشتيان.





استان مرکزي تقريبا" در مرکز ايران بين 33 درجه و 30 دقيقه تا 35 درجه و 35 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 57 دقيقه تا 51 درجه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان هاي تهران و قزوين , از غرب به استان همدان , از جنوب به استان هاي لرستان و اصفهان و از شرق به استان هاي تهران , قم و اصفهان محدود است . اين استان با مساحتي معادل 29530 کيلومتر مربع , حدود 82/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. براساس آخرين تقسيمات کشوري در سال 1375, استان مرکزي داراي 8 شهرستان , 15 بخش , 19 شهر, 60 دهستان و 1394 آبادي داراي سکنه و 46 آبادي خالي از سکنه است. شهرستان هاي اين استان عبارتند از : آشتيان, اراک , تفرش , خمين, دليجان, ساوه , سربند و محلات .







مطالعات طبيعي



کوهستان هاي اين ناحيه از دو رشته تشکيل يافته است. رشته اصلي از توده گسترده آذرين الوند همدان جدا گرديده و بصورت ديوارهاي موازي گاهي فشرده و گاهي گسترده به عرض چند کيلومتر و طول تا 280 کيلومتر از همدان تا راهگرد ادامه مي يابد.



جهت اصلي آن از شمال غربي به جنوب کشيده شده و سپس به شمال شرقي متوجه مي گردد و در هر مکان به نامي ناميده مي شود. در ملاير ارتفاعات دولت آباد و در شازند ارتفاعات راسوند (راسمند) در اراک سپيدخاني, تخت شاه, شاه نشين و تا منطقه راهگرد هفتاد قله ناميده مي شود. در راهگرد اين کوهستان به جهات مختلف گسترش يافته قسمتي به کوههاي مرکزي ايران در کاشان مي پيوندند, و بعضي به سوي جنوب غربي متمايل شده به رشته جبال زاگرس متوجه مي شود و بعضي به سوي شمال و به طرف ساوه و ارتفاعات البرز متوجه مي گردد. قلل عمده اين کوهستانها درن واحي اراک دو خواهران. در آستانة 3388 تر در سفيدخاني در جنوب غربي اراک 2820 و در قرق در 2967 متر از سطح دريا ارتفاع دارند.



رشته دوم کوهستان هاي اين منطقه در چهل کيلومتري جنوب غربي شهر اراک از کوههاي راسوند جدا شده , و بصورت دو رشته موازي که از جنوب به سوي شمال امتداد يافته در بعضي نقاط به حدي گسترده مي شود که تعدادي از ارتفاعات آن از شمال غربي شهر مي گذرد. اين رشته کاملاً بر کوههاي راسوند عمود بوده و دره معروف شراء را با وسعت 1100 کيلومتر مربع بوجود مي آورند که يکي از آبادترين نواحي مرکزي ايران بشمار مي رود.



عرض اين کوهستان در بعضي نقاط از 50 کيلومتر تجاوزه کرده, جهت شمالي اين کوهستان به ارتفاعات آشتيان, وفس و خلجستان پيوسته و به سوي ساوه امتداد مي يابد. ارتفاعات عمده آن در هزاوه 2735 متر در, وفس 2745 متر و در پنجة رستم تا حدود 3000 متر از سطح دريا ارتفاع دارند.



بنابراين دو رشته کوهستانها, ده ها جلگه و دره هاي متعدد و حاصلخيز را بوجود آورده اند که بررسي آنها از حوصلة اين رساله خارج است.



از لحاظ زمين شناسي, تا اوايل دوران سوم زمين شناسي درياي کم عمق تيس اين منطقه را در بر مي گرفت , عمليات رسوب گذاري از قديمي ترين رسوبات دورة کرتاسه آهک هاي قهوه اي و خاکستري رنگ را در ارتفاعات راسوند مي توان يافت, عمليات کوهراني اوايل دوران سوم زمين شناسي همزمان با سيستم کوهراني الپي و احتمالاً در اثر فشارهاي جانبي لانفرم عربستان و در فاز انجام گرديده است.



رسوبات بسيار متنوعي که اين کوهستانها را بوجود آورده, در بسياري از لحاظ بانفوذ توده هاي آذين دروني توأم بوده, در آستانة ماگمايي بصورت رگه هاي فلز است.



قسمتي مانند طلا, سرب و روي در رسوبات اين کوهستان نفوذ کرده و در بعضي نقاط معادن پيروقيري (که با ذخيره زياد و عيار کم چندين فلز در جوار يکديگر به صورت بلورهاي درشت در کنار بلورهاي ريزتر يا بصورت سنگ هاي آذرين اسيدي در سنگ هاي غير متبلور رسوبي يافت مي شود) در اين نواحي بوجود آورده است. در شمس آباد رگه هاي آهن و در موته ولکان نزديک خمين ماگمائي بصورت رگه هاي طلا, نقره, سرب.... در دست استخراج است و صدها معدن مختلف فلزي و غيره در دل اين کوهستانها نهفته است که هنوز مورد بهره برداري قرار نگرفته است.



در مورد شهر فعلي اراک بنظر مي رسد بصورت فلات مرتفعي در اوايل دوران سوم زمين شناسي از دل درياي تيس مرکزي بيرون آمده و ابتدا بصورت درياچه کوهستاني با 1550 متر ارتفاع از سطح دريا از آب پوشيده بوده است. بعلت فرسايش شديد ارتفاعات اطراف و محدود بودن آب جاري وارده و تبخير شديد خشک گرديده است و بقاياي نمک هاي رنگين دريايي را در ته درياچه ميگان (ميقان) انباشته شده است که تجزيه شيميايي املاح باقيمانده پيوند آن را با درياي قديمي ثابت مي کند.



قطر لايه هاي رسوب گذاري در کف اين درياچه کوهستاني تا 180 متر مي رسد که در قشر زيرين طبقات شن ماسه و رسوبات کولاي و در روي آنها قشري از کيموين هاي زرد رنگ و رس هاي رنگين پوشانده شده است.



از نظر طبيعي فلات فعلي اراک به وسعت 5400 کيلومتر مربع که 2400 کيلومتر آن را جلگه مرتفع اراک و مابقي را ارتفاعات اطراف اراک تشکيل ميدهد.



اين جلگه مرتفع مانند قلعة طبيعي است که ديوارهاي سنگي دور تا دور آن را پوشانده است و با چند معبر يا تنگه (دربند) که باريکي, يکي از آنها از يک کيلومتر تجاوز نمي کند به فلات هاي مجاور پيوند مي يابد. وجود اين ديوارهاي سنگي و معابر مربوطه مسائل پيچيده اي را که بر آب و هواي اين منطقه حاکم مي کند بطوريکه هواي فشرده و سرد و گاهي مرطوب و سيکلوت هاي باران آور غربي از اين معابر به سوي کوير و صحاري شمال شرقي در جريانند, و در مواقع تغيير هوا يعني پائيز و زمستان که بادهاي موسمي هم کمک مي کنند, جريان هوا به صورتي شدت مي يابد که اغلب موجب آشفتگي محيط زيست در شهر اراک مي شود, و گاهي که فشار هوا به حالت تعادل در مي آيد, هواي داخل اين فلات حبس گرديده و چندين روز متوالي سرما يا گرماي شديد را بر اين جلگه حاکم مي کنند.



در قسمت مرکز جلگه اراک درياچه آب شوري به نا ميقان (ميگان) وجود دارد که محيط آن از 16 تا 24 کيلومتر متغيير است, جزيره کوچکي در وسط آن قرار گرفته که آثار و خرابه هاي ساختماني در وسط آن ديده شده است.



آب درياچه شور است و در هر ليتر آن در تابستان 50 گرم و در بهار 38 گرم و در زمستان 28 گرم نمک وجود دارد.



زمين هاي اطراف درياچه شوره زار بوده و جنس خاک آن رسي مي باشد. رسوباتي که بر اثر آبهاي جاري از ارتفاعات اطراف آورده شده, روي خاک اصلي نشسته و بهترين نوع زمين را در قسمتي از فراهان جهت کشاورزي آماده ساخته است. چندين رود کوچک که اکثر بهاره ميباشند به اين درياچه مي ريزند. لازم است که تحقيقات علمي و مفصلي دربارة کوير و درياچة ميقان به عمل آيد زيرا در رابطه با شهر اراک مسائلي را مطرح کرده است.







وضع طبيعي و اقليم استان



استان مرکزي در قلمرو شرقي تقاطع دو رشته کوه البرز و زاگرس واقع شده است. ناهمواري هاي اين استان را قسمت هايي از کوه هاي مرکزي و پيشکوه هاي داخلي زاگرس تشکيل مي دهد. ارتفاعات آن از حدود 1500 متر تا بيش از 3000 متر متغير است . پست ترين نقطه استان , دشت جنوب ساوه با حدود 1200 متر ارتفاع است و بلندترين نقطه آن قله ي شهباز با ارتفاع 3388 متر در رشته کوههاي راسوند قرار دارد. حدود 9/33 درصد محدوده استان را کوه ها , 9/14 درصد را تپه ها , 8/13 درصد را فلات ها و بقيه را دشت هايي با ويژگي هاي مختلف تشکيل داده و تنوع اقليمي جالب توجهي را پديد آورده است. در قسمت هاي مختلف استان مرکزي آب و هواي متنوعي از انوع زير وجود دارد :



آب و هواي نيمه بياباني, آب و هواي معتدل کوهستاني , آب و هواي سرد کوهستاني , در اين استان از جهات مختلف بادهاي محلي جريان مي يابند که عبارتند از :



جريان فشار زياد آسياي مرکزي , جريان فشارهاي اقيانوس هند, جريان اقيانوس اطلس و درياي مديترانه .



ميزان رطوبت هوا و باران در شهرستان هاي اين استان يکسان نيست . در مناطق کوهستاني , ريزش هاي جوي اغلب به صورت برف و در مناطق کم ارتفاع بيشتر به صورت باران ظاهر مي شود. شمال استان در ناحية زرند جزو کم باران ترين نواحي و ارتفاعات شازند در جنوب غرب از پرباران ترين مناطق اين استان به شمار مي آيند.



اگر دماي مطلوب جهانگردي بين 20 تا 25 درجه سانتي گراد در نظر گرفته شود, از ارديبهشت تا شهريور مناسب ترين زمان مسافرت به اين استان ميباشد.









آب و هوا



آب و هواي اراک خصوصيات اقليمي فلات مرکزي ايران را داراست. زمستانها سرد و مرطوب و تابستانها گرم و خشک است, کوههاي اطراف اراک و درياچه ميقان و دشت فراهان در آب و هواي اين منطقه اثر کرده و ويژگيهائي به آن بخشيده است:



ابرها و جريانات غربي در پائيز و زمستان بيشتر رطوبت خود را در ارتفاعات مغرب منطقه به خصوص رشته زاگرس از دست مي دهد.



يک جبهه هواي سرد که در زمستان هواي اراک را اشغال مي کند بر اثر ارتفاعات اطراف و شايد فشار زيادي که درياچه ميقان ايجاد ميکند مدت زيادي ميهمان اين منطقه خواهد بود هواي شهر و اطراف در بعضي از روزهاي زمستان مه آلود است که از لحاظ علمي دربارة مه و مبارزه با آن در منطقه تحقيقي به عمل نيامده است.



(اصولاً مه عبارت است از ذرات ريز آب با کريستالهاي برف و يخ معلق دره وا و در نزديکي سطح زمين , مه مانند ابر است و تفاوتش با آن در ارتفاع از سطح زمين مي باشد. اگر بين 50 پائي (تا 17) متري از سطح زمين باشد مه است و اگربالاتر قرار گيرد ابر مي باشد).



سه عامل در به وجود آمدن مه مؤثر است که عبارتند از : رطوبت نسبي زياد, هسته هاي تراکم , باد ملايم سطح زمين .



بنا بر توضيح بالا مه اي که در اطراف اراک توليد مي شود با توجه به ارتفاع اراک از سطح دريا و رطوبت نسبي موجود نمي توان تمام گناه زيان آن را به گردن کوير نهاد با وجود اينکه نمک موجود در سطح کوير مي تواند عامل مؤثري در برودت هوا باشد. به هر صورت اگر زماني کوير مشجر شود شايد در آب و هواي شهر اثر مثبت و مفيد داشته باشد.



آب و هواي اراک متغير است زمستانها اکثراً طولاني و از 4 تا 6 ماه به درازا مي کشد, بهار و پائيز فصول کوتاهي هستند. تابستان در تير و مرداد ظاهر مي شود مدت روزهاي يخبندان از 65 تا 120 روز در سالهاي مختلف متغير است.



تعداد روزهاي مه آلود توأم با سرماي شديد به 15 تا 25 روز ميرسد, در مدتي که هوا مه آلود است يک پوشش برفي نازک (که در اصطلاح ملي به آن قرومي گويند) سطح تمام منطقه را مي پوشاند.



ميزان بارندگي در سالهاي مختلف متفاوت است و بين 230 تا 638 ميلي متر در سال مي باشد متوسط بارندگي حدود 300 ميلي متر بوده است.



ميزان باران در فصول مختلف سال به شرح زير است:



37 درصد بارندگي در فصل بهار



1 درصد بارندگي در فصل تابستان



19 درصد بارندگي در فصل پائيز



43 درصد بارندگي در فصل زمستان





درجة حرارت



حداکثر درجة حرارت از سال 1340 تا 1363 برابر 44 درجه در تير ماه 1356 بوده است و حداقل درجة حرارت در بهمن 1352, برابر 28 درجه بوده که نشانگر پائين بودن برودت است که بايستي توجه کافي در مورد کشت گياهان به عمل آيد, تا بتوانند در اين درجه حرارت مقاومت نمايند و دچار سرمازدگي نگردند.



ميزان رطوبت نسبي



متوسط ميزان رطوبت نسبي در ماههاي مختلف طي دورة آماري 40 63 برابر 42/47 ميباشد که نشان دهندة خشکي هوا مي باشد.