بررسی ارتباط میان سبكهاي مديريت و رهبري مديران در دبيرستانها

فهرست مطالب 1 بررسي رابطه سبكهاي مديريت و رهبري مديران 2 سياست اطلاع رساني جهاني و جهان سوم ........... سياست اطلاع رساني جهاني و جهان سوم (بخش دوم ) ........... 3 آسيب شناسي ساختارهاي اداري (تملق پرستي چاپلوسي پروري) ........... 4 سكوت راه ما نيست (بررسی ارتباط میان سبكهاي مديريت و رهبري مديران در دبيرستانها|30014139|arshad100|بررسی ارتباط میان سبكهاي مديريت و رهبري مديران در دبيرستانها
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان بررسی ارتباط میان سبكهاي مديريت و رهبري مديران در دبيرستانها هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

فهرست مطالب



1 بررسي رابطه سبكهاي مديريت و رهبري مديران



2 سياست اطلاع رساني جهاني و جهان سوم ...........



سياست اطلاع رساني جهاني و جهان سوم (بخش دوم ) ...........



3 آسيب شناسي ساختارهاي اداري (تملق پرستي چاپلوسي پروري) ...........



4 سكوت راه ما نيست ( روزنامه مردم سالاري ويژه بهمن ماه) ...........



5 نامديران علفهاي هرز جامعه ( روزنامه مردم سالاري )



6 ساختار سازماني در عصر اطلاعات



مقدمه :



نظر به اهميت مشاركت در مديريت اسلامي و استفاده از توان تمام كاركنان ، مديريت مشاركتي از يك دهه پيش در كشورهاي غير اسلامي از قوه به فعل در آمده و به بار نشسته است و مسئله مهم يافتن راهكار هاي مناسب براي ايجاد مشاركت است ، با تبادل تجربه ها ، بهره گيري از تجربه هاي مفيد ديگران ايجاد هماهنگي ميان فعالان مشاركت در وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي مي توان به اين راهكار ها دست يافت.



ضرورت اجراي تحقيق:



خارج كردن ادارات و واحدهاي آموزشي از حالت ايستائي و پويا و متحول نمودن آنان همگام با سير تحولات اداري با اهداف دولت و نيازهاي مردم از ضرورتهاي مورد نياز مي باشد ، با در نظر گرفتن افت تحصيلي در مدارس و درخواست انتقال دبيران به سازمانها و شهرستانهاي ديگر و غيبت مكرر آنان و پائين آمدن اثر بخشي در محيط كار و بطور كلي وجود نارضايتي شغلي مرا بر آن داشت كه مسئله سبكهاي رهبري مديران واحدهاي آموزشي با ميزان اثر مورد بررسي قرار بگيرد .



هدف از انجام پژوهش:



ميزان مشاركت در كنترل ، گستردگي آن نحوه ارتباطات سازماني ، ميزان همسوئي اهداف سازمان غير رسمي با اهداف سازمان رسمي ميزان مشاركت در تصميم گيري با نحوه رهبري مديران در مدارس و در نهايت اثر بخشي در واحده هايآموزشي از اهداف اين تحقيق بوده است.



سؤالها / فرضيه هاي پژوهش :



آيا بين سبك رهبري مديران آموزشي با اثر بخشي سازمانها رابطه وجود دارد ؟



1) آيا از نظر مشاركت در تصميم گيري بين وضع فعلي مديريت دبيرستانها و وضع مطلوب (سبك چهارليكرت) تفاوت وجود دارد؟



2)آيا از نظر اعمال قدرت رهبري (سبك ترجيحي رهبر) بين وضع فعلي مديريت دبيرستانها و وضع مطلوب (سبك چهارليكرت)تفاوت وجود دارد؟



3)آيا از نظر ساير متغيرها(ارتباط سازمان، مشاركت در كنترل ، همسوئي اهداف) بين وضع فعلي مديريت دبيرستانها و وضع مطلوب(سبك چهار ليكرت) تفاوت وجود دارد؟



4)چه سبكي از سبكهاي چهارگانه مديريت در ميان مديران مقطع متوسطه دبيرستانهاي مورد تحقيق رايج است؟



5)آيا هر چه از مناطق كوچك آموزش و پرورش برويم سبك رهبري از S1 (آمرانه) به S2 (حمايتي) تغيير مي يابد؟



پيشينه پژوهش :



در سه دهه اخير بحث ها و تحقيقات متعددي در مورد طراحي الگوهاي رهبري انجام شده است علت اين كوششها اين است كه الگوي رهبري امري بسيار حياتيدر شغل يك سر پرست بوده و هنر رهبري در اينستكه سرپرست مدل مناسب ويژگيهاي خود و پيروان و مقتضيات مورد نظر را در نظر گرفته آنگاه سبك رهبري را در سازمان انتخاب نمايد.



جامعه آماري ، روش نمونه گيري و حجم نمونه :



جامعه آماري در اين تحقيق دبيرستانها مقطع متوسطه شهرستانهاي مسجدسليمان ، شوشتر ، لالي و هفتگل بوده است كه مشتمل بر 72 دبيرستان ، 3 هنرستان فني حرفه اي و 4 مركز پيش دانشگاهي و تعدادي كاركنان اداري و آموزشي 1225 نفر و از اين تعداد 70 نفر نيز مدير واحدهاي آموزشي مي باشند كه حجم نمونه مطابق فرمول (N=(nZpq)/(nZ +Zpq سيزده درصد كه معادل يكصد و پنجاه نفر مي باشد.



روش اجراي پژوهش:



در اين تحقيق با روش ميداني به دبيرستانهاي مسجدسليمان ، شوشتر ،هفتگل و لالي مراجعه گرديد و بر اساس شاخص هائي كه ليكرت جهت تعيين سبكهاي چهارگانه رهبري مشخص نموده است ، سه پرسشنامه تهيه شده است و در خصوص رضايت شغلي پرسشنامه (JDI) استفاده گرديد.



اهم يافته هاي پژوهش:



1) كاركنان مشاركت زيادي در اخذ تصميمات مهم و استراتژيك ندارند فقط در موارد جزئي با تشكيل شوراي دبيران مواردي مربوط به آموزش تذكر داده مي شود.



2) مجموعه قوانين حاكم بر وزارت آموزش و پرورش همچون ديگر ادارات طبق مصوبات مجلس شوراي اسلامي بيشتر تصميمات عمده و مهم در رده هاي بالاي سازمان اتخاذ و به ساير ادارات ذيربط ابلاغ مي گردد و تفويض اختيار وجود ندارد.



3)مديران قدرت سرپرستي متوسطي را اعمال مي كنند.



4)مديريت واحدهاي آموزشي از نظر ارتباطات سازماني ، مشاركت در تصميم گيري و كنترل و همسوئي اهداف و انگيزش در محدوده هاي رهبري S2(تفويض) قرار دارد.



5)از لحاظ مجموع متغيرها در ارتباط با سبكهاي چهارگانه ليكرت نتايج زير استخراج گرديد:



الف) 04/29 درصد مديران مناظق چهارگانه در سطح رهبري S1 (آمرانه)



ب)43/51 درصد مديران مناطق چهارگانه در سطح رهبري S2 (تفويضي)



پ)57/18 درصد مديران مناطق چهاگانه در سطح رهبري S3 (مشورتي)



ج)96/0 درصد مديران مناطق چهارگانه در سطح رهبري S4 (مشاركتي)



6)يافته هاي آماري پرسشنامه (JDI) مؤيد اين نكته مي باشد كه بين سبك رهبري و اثر بخشي كاركنان رابطه نيست و وجود دارد و ضريب همبستگي بين اين دو متغير 58/0 درصد مي باشد.



اهم پيشنهاد هاي پژوهش :



1)بازنگري كلي در خصوص تعيين مديريت مدارس و استفاده از نيروهاي متخصص بطور الزامي در اين خصوص و به دور بودن امور اداري و آموزشي از جزئيات سياسي جناحي و گروهي



2) تعريف و تعيين جايگاه مديريت و سبك رهبري در مدارس



3) استفاده بهينه از مشاركت و نظرات دبيران در انجام امور



4) داشتن تقويم اجرائي در مدارس



5) استخدام و جذب نيروهاي جوان و جديد و با تخصص مورد نياز در كليه رشته ها



6) امكانات رفاهي كاركنان و دبيران



7) داشتن طرح درس دبيران و استفاده از امكانات آزمايشگاهي



8) وجود نظام ارزشيابي مستمر بر كار دبيران و مديران



9) ايجاد امنيت شغلي براي دبيران و داشتن اختيارات كافي





سياست اطلاع رساني جهاني و جهان سوم