انديشه ديني در شعر فارسي

تحقيق متشکل از 40 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت بخشی از محتوا :: براي درك جايگاه شعر در شريعت، از بررسي نگاه كلي اسلام به هنر بايد شروع كرد، سپس منظرها و نظريه هاي گوناگون را در مواجهه با شعر و شاعر بررسيد. در نوشتار پيش رو، نگاه هاي انديشه ديني در شعر فارسي|31014541|arshad100|تحقيق انديشه ديني در شعر فارسي
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان انديشه ديني در شعر فارسي هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

تحقيق
متشکل از 40 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::

براي درك جايگاه شعر در شريعت، از بررسي نگاه كلي اسلام به هنر بايد شروع كرد، سپس منظرها و نظريه هاي گوناگون را در مواجهه با شعر و شاعر بررسيد. در نوشتار پيش رو، نگاه هاي مخالف و موافق بررسي شده است. در ادامه، از چهره هنر و شعر در روايات ديني سخن رفته و در پايان نيز نام و ياد مختصري از چند شاعر بزرگ پارسي گوي شده است. ذكر اين چند تن، بدان رو است كه خواننده از باب مشت نمونه خروار دريابد كه شعر فارسي در بن مايه ها و پيكر خود ، وامدار انديشه هاي ديني و عرفاني است. بدين رو در مثال ها و ابيات، بيشتر به محتوا نظرشده است.

مقدمه‌
اگر در چارچوبه‌ تعريف‌ ديني‌ هنر، چند كلمه‌ را در نظر بياوريم‌ كه‌ شاكله‌ و ساختمان‌ اصلي‌ اين‌ تعريف‌ با آنها سامان‌ يابد، بدون‌ ترديد و تامل‌ كلمه‌ «تعهّد» يكي‌ از آن‌ كلمات‌ است‌. اديان‌ مختلف‌ با تكيه‌ بر اصول‌ اعتقادي‌ و مباني‌ فكري‌ خاص‌ خود بر الزام‌ چنين‌ كلمه‌اي‌در ساختار تعريف‌ هنر توافق‌ دارند و استنباطي‌ كه‌ اين‌ اديان‌ از مقوله‌هاي‌ هنري‌ دارند، برخاسته‌ از همين‌ رويكرد معنوي‌ و خاصّيت‌ دروني‌ و بار انديشگي‌ هنرها است‌. بنابراين‌ با نظرداشت‌ِ چنين‌ نكته‌اي‌، در مي‌يابيم‌ كه‌ در عُرف‌ و منطق‌ اديان‌ و مذاهب‌ و نحله‌هاي‌ گوناگون‌وابسته‌ به‌ آنها، هنري‌ مورد تاييد است‌ كه‌ به‌ نحوي‌ متعهّد و آرماني‌ و در خدمت‌ ايدئولوژي‌ و ارزش‌هاي‌ ديني‌ قرار گرفته‌ باشد و با توجه‌ به‌ همين‌ نكته‌، هنري‌ كه‌ خاستگاه‌ انديشه‌اي‌ ندارد وهيچ‌ مسئوليتي‌ را در حوزه‌ اجتماعي‌ نمي‌پذيرد، جايگاه‌ شايسته‌اي‌ نيز در فرهنگ‌ديني‌ نمي‌يابد.
سرشت‌ هنر آميخته‌ با دين‌ و آموزه‌هاي‌ ديني‌ است‌؛ از آن‌ رو كه‌ دين‌ و هنر در يك‌ تعامل‌ هميشگي‌ و استوار قرار دارند. دين‌ در تلطيف‌ فضاها و زيبايي‌ و ادراك‌ مفاهيم‌ دروني‌ و معنايي‌اش‌ مرهون‌ هنر است‌ و هنر جاودانگي‌ و حصول‌ به‌ مرزهاي‌ كمال‌ مطلق‌ را در مفاهيم‌ ديني‌ جست‌وجومي‌كند. اسلام‌، مسيحيت‌، زرتُشت‌ و تمامي‌ اديان‌ توحيدي‌ و غيرتوحيدي‌ هنر را تاييد نموده‌، آن‌ را برخاسته‌ از فطرت‌ و ذات‌ انسان‌ مي‌شناسند