اعجاز قرآن از نظر علوم روز

تحقيق متشکل از 9 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت بخشی از محتوا :: در روزگاري كه مردم از آهن جز براي شمشير و چاقو و نهايت چند آلتديگر استفاده نميكردند، در زماني كه از نظر مردم آهن بيشتر از مواد ديگرمورد استفاده نبود بلكه طلا و نقره از نظاعجاز قرآن از نظر علوم روز|31017834|arshad100|تحقيق اعجاز قرآن از نظر علوم روز
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان اعجاز قرآن از نظر علوم روز هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

تحقيق
متشکل از 9 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
در روزگاري كه مردم از آهن جز براي شمشير و چاقو و نهايت چند آلتديگر استفاده نميكردند، در زماني كه از نظر مردم آهن بيشتر از مواد ديگرمورد استفاده نبود بلكه طلا و نقره از نظر اقتصادي در آن زمان اهميّتزيادتري داشت، در عين حال قرآن آنچنان به مسأله آهن و استفاده عجيبي كهاز آن در اين زمانها ميشود توجّه داشته كه يك سوره به نام حديد (آهن) درقرآن ديده ميشود و در آيه 24 همين سوره ميگويد: «وَ اَنْزَلْنَا الْحَديِدَ فيِهِ بَأْسٌشَديِدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ» «و ما آهن را كه در آن صلابت و محكمي شديد و منافعيبراي مردمان در آن است نازل نموديم».
دانشمند معروف آقاي «نوفل» در كتاب «القرآن و العلم الحديث» ميگويد:
«تا قرن هيجدهم يعني دوازده قرن پس از نزولقرآن هنوز كارهاي فلزي در نهايت ضعف بود و نه تنهاارزش آن شناخته نشده بود بلكه اساساً مهمّ و قابلتوجّه تلقّي نميشد تا آنكه ناگهان چشم دنيا به آهندوخته شد و رقابت عجيبي در ميان دانشمندان براياستخراج و استفاده بهتر از آن بوجود آمد تا آنجا كه بهاين دو قرن دوران نهضت و پيشرفت و عصر فلز اطلاقشده و دنيا حقّاً منافع آن را آنچنانكه بايد دريافته وصدق يكي ديگر از حقايق قرآن، نقاب از صورت بهيكسو زده است. امروز منافع آهن آنچنان براي مردم دنياروشن شده كه احتياج بهتوضيحندارد».
و قرآن تقريباً در هزار و چهارصد سال قبل برخلاف نظريّه مردم آن روز وموافق علم امروز سخن در اهميّت «آهن» گفته و از اين راه اعجاز خود رااثبات كرده است.
دوّم:
«مسأله حركت زمين»

در روزگاري كه نظريّه «بطلميوس» به عنوان بهترين فرضيّه در موضوعافلاك شناخته شده بود، در زماني كه جز سكون زمين و حركت افلاك به دورآن چيز ديگري براي افراد بشر مفهوم نداشت، در عهدي كه وسائل علمي بههيچ وجه در اختيار بشر قرار نگرفته بود تا به غير محسوسات خود بهحقيقت ديگري متوجّه شوند، قرآن با لطافت خاصّي كه نه با نظرات مردم آنزمان صريحاً مبارزه كرده باشد كه آنها از اسلام دوري كنند و نه حقيقت رابيان نكرده باشد، در چند مورد به حركت وضعي و انتقالي زمين اشارهفرموده و ميگويد:
«اَلَمْ نَجْعَلِ الاَْرْضَ كِفَاتاً اَحْيَائاً وَ اَمْوَاتاً وَ جَعَلْنَا فيِهَا رَوَاسِيَشَامِخَاتٍ وَ اَسْقَيْنَاكُمْ مَاءً فُرَاتاً».
يعني: آيا ما براي شما زمين را مروركننده سريع و زنده و مرده قرار ندادهايم؟ بلكه در آن كوههاي ثابت وبلندي قرار داديم و براي شما از آن آبهاي پاك و گواراآفريديم.
در گذشته مفسّرين در تفسير اين آيه شريفه دچار اشكالاتي شده بودند،زيرا كلمه «كفات» در لغت عرب به معني «موجودي كه با سرعتپروازميكند»، ميباشد. و آنها به عناويني اين جمله را تأويل ميكردند وليپس از كشف حركت انتقالي زمين، معني آيه شريفه كاملاً واضح شد و نيزمعلوم گرديد كه چرا پروردگار پس از جمله «كفات» كه در آيه شريفه ذكر شده،زنده شدن و مردن زمين كه بوسيله جمله «احياءً و امواتاً» گفته شده كه مسلّم باضميمه آيات ديگر مراد تابستان و زمستان است و بوجود آمدن تابستان وزمستان در اثر حركت انتقالي زمين است.
و يا در نتيجه حركت انتقالي زمين و بوجود آمدن فصل زمستان وتابستان جريان آب از اقيانوسها به سطح خشكي و تصفيه آنها بوسيله ابرها وآشاميدن بشر از آب پاك و قابل شرب را نام ميبرد.
و يا در سوره نباء آيه 5 ميفرمايد:
«اَلَمْ نَجْعَلِ الاَْرْضَ مِهَاداً وَ الْجِبَالَ اَوْتَاداً».