دين و ديندارى در جهان معاصر

تحقيق متشکل از 200 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت بخشی از محتوا :: هفت آسمان: آيا نوع و ميزان نياز انسان معاصر به دين نسبت‏به گذشته تغييرى كرده است؟ اگر اين نياز تشديد شده است‏ به كدامين قرائت؟ و نيز چه مؤلفه‏هايى در جهان امروز در اين دين و ديندارى در جهان معاصر|31019018|arshad100|تحقيق دين و ديندارى در جهان معاصر
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان دين و ديندارى در جهان معاصر هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

تحقيق
متشکل از 200 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
هفت آسمان: آيا نوع و ميزان نياز انسان معاصر به دين نسبت‏به گذشته تغييرى كرده است؟ اگر اين نياز تشديد شده است‏ به كدامين قرائت؟ و نيز چه مؤلفه‏هايى در جهان امروز در اين تشديد نياز مؤثر بوده است؟
استاد: راستش را بخواهيد، سؤالتان، به سبب شدت ابهامى كه دارد، لااقل براى من، قابل جوابگويى نيست. مثلا، معلوم نيست كه منظورتان از لفظ دين، دقيقا، چيست. مى‏دانيد كه از اين لفظ معانى بسيار عديده‏اى اراده مى‏توان كرد. ممكن است، بر حسب بعضى از معانى اين لفظ، انسان امروزى هيچ نيازى به دين نداشته باشد و، بنا به برخى از معانى ديگر آن، انسان امروزى همچنان نيازمند دين باشد ولى نوع نيازش، در قياس با نياز انسان گذشته به دين، متفاوت شده باشد يا ميزان نيازش بيشتر يا كمتر و شديدتر يا خفيفتر شده باشد. وانگهى، وقتى از مقايسه نياز انسان معاصر با نياز انسان گذشته به دين مى‏پرسيد، مرادتان از لفظ گذشته چيست و منظورتان از انسان گذشته كيست. گذشته هم شامل يك ثانيه پيش مى‏شود و هم شامل ده سال پيش و هم شامل يك قرن يا ده قرن يا صد قرن پيش. انسان چه زمانى را با انسان امروزى، از نظر نوع و ميزان نياز به دين، مقايسه كنم؟ اما شايد بتوان سخن را از جايى آغاز كرد كه هم به ارائه تعريف خاصى از دين، كه تعريفى كاركردى functional است، بينجامد و هم تا حدى پاسخگوى پرسش شما باشد; و آن جا مبحث «محدوديت طبيعت انسان‏» است. تقريبا همه ما قبول داريم كه كرانمندى و محدوديت‏يكى از جنبه‏هاى لاينفك طبيعت آدمى است. نيازى به تامل و تفكر فراوان نيست تا دريابيم كه قدرت ضبط و مهار بعضى از اوضاع و احوالى را كه براى ما پيش مى‏آيند و از نظر ما اهميت دارند نداريم. گاهى احساسات ناخواسته‏اى، نظير افسردگى، ترس، تنهايى، و كشمكش با خود، مايه دردسر و گرفتارى ما مى‏شوند