مباني نظري و پيشينه پژوهش (فصل دو) تعاریف سلامت روان

فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق تعاریف و نظریه های سلامت روان،در قالب ورد، در 46 صفحه، قابل ویرایش مشخصات محصول: توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیمباني نظري و پيشينه پژوهش (فصل دو) تعاریف سلامت روان|39030573|arshad100|فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق تعاریف و نظریه های سلامت روانی,ادبیات نظری نظریه های سلامت روان pdf,تعریف سلامت روان از دیدگاه روانشناسان,نظریه راجرز در مورد سلامت روان,نظریه فروید درباره سلامت روان,نظریه های روانشناسی سلامت,سلامت روان از دید,,,
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان مباني نظري و پيشينه پژوهش (فصل دو) تعاریف سلامت روان هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق تعاریف و نظریه های سلامت روان،در قالب ورد، در 46 صفحه، قابل ویرایش

مشخصات محصول:
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

قسمتی از متن مبانی نظری:
سلامت روان
مفهوم سلامت روان شامل احساس دروني خوب بودن و اطمينان از كارآمدي خود، اتكاء به خود، ظرفيت رقابت، وابستگي بين نسلي و خودشكوفايي توانایي هاي بالقوه فكري و هيجاني و غيره مي باشد. البته با در نظرگرفتن تفاوت هاي بين فرهنگ ها، ارائه تعريف جامع از سلامت روان غيرممكن مي نمايد. با وجود اين، بر سر اين امر اتفاق نظر وجود دارد كه سلامت روان چيزي فراتر از نبود اختلالات رواني است و آنچه مسلم است اين است كه حفظ سلامت روان نيز مانند سلامت جسم حائز اهميت است (شاکری نیا، 1391). بر اساس اساسنامه سازمان جهانی بهداشت، سلامت که عبارت است از رفاه کامل و نه فقدان بیماری تنها به سلامت جسمی محدود نمی شود، بلکه با جنبه های روانی و اجتماعی زندگی بشری نیز در پیوند است (جزایری، 1381). کرسینی (1999؛ به نقل از بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد، 1390) سلامت روانی را حالت ذهنی همراه با سلامت هیجانی نسبتاً رها شده از نشانه های اضطراب و ناتوانی در برقراری روابط سازنده، مقابله با خواسته ها و محرک های تنیدگی زای زندگی تعریف کرده است. کمتر خانواده ای را می توان یافت که با اختلالات روانی روبرو نشده و یا در یک دوره دشوار به کمک و مراقبت نیازمند نشده باشند. با وجود این خود را ناآگاه نشان می دهیم و این حقایق را نادیده می گیریم و یا انکار می کنیم. شاید به این دلیل باشد که ما از بهداشت روان اطلاعات کافی نداریم که در مورد آن صحبت کنیم. به بیان دیگر نمی دانیم چه تعداد از افراد نیازمند به دریافت خدمات از این کمک ها بی بهره-اند (بروتلند، 1381). بهداشت روان با جنبه های رفتاری و عاطفی زندگی روزمره و همچنین روابط میان افراد که می تواند بر روی کیفیت زندگی تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد، هم پیوند است. افزون بر این بهداشت روان با گسترش خانواده های مستحکم تر که از پیوندهای نزدیک تر برخوردارند و می توانند فرزندانی شاد تربیت کنند، رابطه مستقیم دارد. هدف بهداشت روان توسعه جوامعی است که ملاک احترام در آن ها توانایی های فردی و میزان کمک و حمایت از یکدیگر است (جزایری، 1381). بيماري افسردگي چهارمين مشكل فراگير بهداشتي اعلام شده از طرف سازمان بهداشت جهاني است و شدت ناتوان كنندگي آن قابل مقايسه با 8 بيماري عمده ي طبي مزمن مي باشد، پيامد وجود اين بيماري در مبتلايان به بيماري قلبي، وخيم شدن حالت جسمي و روحي آن ها است (سبزمكان، هزاوهئي، حسن زاده و ربيعي، 1388).
تعریف سلامت روان
سازمان بهداشت جهاني سلامت را به صورت بهزيستي كامل فيزيك، رواني و اجتماعي تعريف مي كنند نه صرف فقدان بيماران و ناراحتي سلامت در ديدگاهي كلي نگر از جنبه هاي رواني، اجتماعي و فيزيكي مورد توجه قرارگرفته و رابطه آن با محيط نيز مدنظر قرار مي گيرد (كارسون، 2007). سازمان بهداشت جهانی در تعریف دیگری، بهداشت روانی را بر اساس جنبه های زیستی و اجتماعی تعریف می-کند. به نظر سازمان بهداشت روانی برای فرد استعداد ایجاد روابط موزون با دیگران و استعداد شرکت در تغییرات محیط اجتماعی و طبیعی با استعداد کمک به تغییرات به شیوه سازنده قائل است. هچنین بهداشت روانی ایجاب می کند که بین تمایلات غریزی فرد هماهنگی وجود داشته باشد. در این تعریف هیچ اشاره-ای به بیماری نشده است (ابراهیم ، 2005). سلامت روانشناختي نيز تعريفي است كه دانشمندان روان شناسي و علوم اجتماعي و رفتاري در مورد كارآمدي و عملكرد روانشناختي متناسب انسان ارائه كرده اند (بهادرخان، 1388).
مفهوم سلامت روانی در واقع جنبه ای از مفهوم کلی سلامتی است. اگر چه کلمه سلامتی برای ما شناخته شده و دارای مفهوم مشخصی است با این وجود تعریف آن آسان نبوده و برای مردم مختلف دارای معانی متفاوتی است. معنای لغوی سلامتی، کامل بودن، بی عیب و نقص بودن و مقدس بودن است (قاسمی، 1388). از قرن هفتم تا شانزدهم سلامت روان شناختي به صورت پرهيزگاري تعريف مي شد و روان نژندي نيز نوعي انفعال پذيري شيطاني محسوب مي شد. پس از قرن شانزدهم سلامت روانشناختي مجدداً‌ به صورت طبيعت گرايانه تعريف شد و همزمان با رنسانس روانپزشكي در اواخرقرن نوزدهم و پديدارشدن روان نژندي سلامت روانشناختي نوعاً‌ به صورت فقدان بيماري رواني تعريف گرديد (گنجی، 1392).
معمولاً سلامت روانشناختي را به سه شكل مي توان تعريف كرد: نخست به معناي خودآگاهي يا فقدان خودفريبي حل تعارضات و كشمكش هاي دروني و پذيرش و پيروي ازسرنوشت و تقدير بشريت. اين تعريف توسط زنگيموند فرويد، ويليام مك دوگال، جورج كلي و بسياري از هستي گرايان و نظريه پردازان نقش مانند تين برگن و لورنز پذيرفته شده است (تئودور، 1380). تعريف دوم شامل خودشكوفايي و تحقق خود مي شود. يعني بالفعل ساختن توانايي هاي روانشناختي ذاتي و دروني فرد كه چنين امري پس از تحقق پيشرفت آرامش و صفاي دروني با استفاده از نوعي دگرگوني رواني ميسر مي-شود. كارل يونگ گوردون آلپورت، انسان گرايان مانند مازلو و راجرز اين ديدگاه را پذيرفته اند. سومين تعريف سلامت روان شناختي حدودي است كه فرد توانسته با «شبكه روابط اجتماعي پايدار يكپارچه شود». اريك اريكسون، آدلر، و بسياری از جامعه شناسان اين تعريف را پذيرفته اند (خداپناهي، 1393). بهداشت رواني علاوه براينكه هدف هر جامعه اي به شمار مي آيد. معياري براي سلامت فرد نيز محسوب مي گردد. اين اصطلاح داراي معاني متعددي است كه از جامعه اي به جامعه ديگر، فرهنگي به فرهنگ ديگرمتفاوت است به همين دليل در روان شناسي، الگوها و ديدگاه هاي متفاوتي نسبت به سلامت روان وجود دارد (اندل ، 2009). در ذيل به اين ديدگاه ها اشاره مي گردد.